test

 

جستجو وکلا و کارآموزان 

 

تاریخ امروز :  يکشنبه 32 فروردين 1393

Report News

 

استقلال وکیل آرمانی است که ما باید به آن توجه داشته باشیم

1.      عدالت یک کمال مطلوب است که همگان طالب آن می باشند و شعاری است که افراد جامعه برای موجه کردن خود به آن اشاره می کنند به همین جهت است که اگر بخواهیم راجع به عدالت صحبت کنیم ضمن اینکه یک مفهوم آرمانی است اما یک عنوان آسیب پذیری است که در واقع ما می توانیم از مظلومیت عدالت در جامعه صحبت کنیم

وقتی از عدالت تقنینی صحبت می کنیم به نظر می رسد مطالب زیادی گفته شده است اساتید مطالب زیادی گفتند و من مطلب خاصی ندارم با توجه به مظلومیت عدالت یک پیام حقی را داشته باشیم

در بین وکلای ما وکلای آزاده ای وجود دارند که الان در بندی باشند و فی الواقع صرفاً به خاطر آزادگی دنبال حق قربانی شدند و من به حساب خودم و نه به حساب همایش به دو نفر اشاره می کنم 1. آقای عبدالفتاح سلطانی 2. خانم نسرین ستوده که قربانی بیان حق شده اند که این موضوعی است که اگر نگوییم دچار گناه شده ایم که وظیفه خودم دانستم که این یادآوری را داشته باشم اما بحث اصلی ، بحث استقلال وکلای دادگستری و استقلال کانون وکلا می باشد که اساتید محترم مطالبی را فرمودند و من فکر کردم ایمنی در این زمینه داشته باشم آنچه مسلم است همان طور که استاد دکتر صفایی فرمودند سابقه استقلال وکیل در کشورهای پیشرفته و بویژه کشور فرانسه در تاریخ ثبت شده است و این جزء افتخاراتی است که به عنوان آدرس تاریخ به آن اشاره می کنم در هر صورت با توجه با تحولات اجتماعی که درکشور ها پیش آمده و آزادی خواهی درجوامع حالا یا قلباً یا شعاراً متدوال شده است ما شاهد مواضع بین المللی هم دراین زمینه هستیم در کنار اعلامیه حقوق بشر ماده 11 و میثاق بین المللی حقوق سیاسی ماده 14 که حق انتخاب وکیل را بیان کرده است که این حق در مقابل یک تکلیف برای وکیل می باشد یعنی بیان این حق یک تکیلف بر دوش وکیل است که در تمام دفاع باید از قابلیتهای لازم و کافی برای رسیدن به این مطلوب باید استفاده کند در هر صورت با توجه به بحرانهای پیش آمده موازین بین المللی دیگری هم در این خصوص داریم که یک مورد آن را اشاره کنم هشتمین کنگره سازمان ملل متحد درباره پیشگیری وقوع جرم است که در کوبا در سال 1990 انجام شد و قطعنامه ای در این زمینه هست در 29 بند که مطالب بسیار خوبی در خصوص استقلال در دفاع از موکل و استقلال وکیل استقلال کانونهای وکلا گفته شده است که من دوستان را دعوت به خواندن این قطعنامه  می کنم در این خصوص با توجه به این که هدف حقوق عدالت است ما در این خصوص اگر قرار باشد نظام قضایی را در نظر بگیریم همان طور که اساتید محترم بویژه استاد ارجمند جناب آقای دکتر کاتوزیان فرمودند نظام قضایی دو بال دارد 1. بال وکالت 2. بال قضاوت در واقع قضاوت در کنار وکالت عدالت می آورد برای اینکه تلفیق قضاوت و وکالت عدالت آورد لازمه آن زیر بنای عدالت خواهانه در وکالت و قضاوت است که نکته ای است که نمی توان آن را نادیده گرفت منتهی خیلی ها شعار این دوبال را می دهند البته معنی جاها دو تا بال  است یکی بال آهنین است دیگری بال فراری است که در هر حال بال آهنین موجب سقوط این بال فراری شود که جای بسی تأسف است در هر صورت وکالت و قضاوت لازم و ملزوم یکدیگر هستند اینجاست که باید وکالت را در کنار قضاوت در نظر بگیریم

از استقلال وکیل صحبت شد بدیهی است که استقلال وکیل آرمانی است که ما باید به آن توجه داشته باشیم من جسارتاً می خواهم در خصوص اصل مربوط به اخلاق حرفه ای وکلا اشاره کنم این موضوع بسیار مهمی است شکایت می کنیم وکیل استقلال ندارد یا استقلال او به خطر افتاده است در حالی که اگر بخواهیم از این استقلال صحبت کنیم لازمه آن خود جوشی است ؛ خود جوشی باید در استقلال خواهی و آزاد خواهی باشد خوب ما ببخشید جسارت میکنم در بین وکلا البته به استثنا وکلایی که در این جا حضور دارند بسیاری از افراد هستند که اصلا درس می خوانند که بروند درآمد کلان از وکالت داشته باشند این وکلا نمی توانند وکلای عدالت خواه باشند به همین جهت است که باید اصول اخلاقی مربوط به وکالت را مورد توجه قرار دهیم که من به چند تای آن اشاره کنم :

1.      ممنوعیت هرگونه منفعت شخصی نسبت به نتیجه دادرسی.

2.      تعهد به خروج از دعوا درصورت تضاد منافع بدین معنی که اگر تضاد منافعی باشد که اگر وکیل بخواهد در خصوص خودش موضع گیری کند بدیهی است که چنین وکالتی، وکالت شایسته نمی تواند باشد.

3.      تعهد به بی طرفی که باید حتماً بعنوان اخلاق وکالت در نظر گرفته شود که به نظر من کانون وکلا وقتی به کارآموزان آموزش میدهد بهتر است ضمن تدریس حقوق مدنی، ثبت، تجارت و غیره یکسری از مندرجاتی که منش آزادی خواهانه وکیل را تهدید می کند را هم آموزش دهند ما پیشنهاد کردیم چرا تدریس حقوق بشر را در برنامه خود نمی گذارند چرا آموزش اخلاق حرفه ای وکلا را در برنامه خود قرار نمی دهند خواهش می کنم کانون های وکلا در این مورد تأملی داشته باشند تا وکیل آن معرفت و عرفان لازم را داشته باشد اما مطالب دیگری که باید به آن اشاره کنم مفهوم جدید استقلال وکیل است که با موضوع ما بیشتر ارتباط دارد. 1. ابتدا آزادی عمل حرفه ای وکیل بدون تبعیض و دخالت نا موجهه مقامات حکومتی است که نکته بسیار اساسی  است 2. آزادی انجام وظیفه حرفه ای وکیل بدون ارباب و مانع و اذیت و آزادی یعنی وکیل باید خاطرش جمع باشد وفی الواقع اگر قرار باشد وکیل از ترس بخواهد در مقام وکالت بیایید خصوصاً وکالت هایی که یک طرف آن دولت است و خصوصاً در جرایم سیاسی که وکلا ناگزیر هستند محافظه کارانه تر .3. اصل حاکمیت قانون که موردتوجه است و نمی توانیم آن را نادیده بگیریم یعنی وکیل منطق آن استناد به قانون است اما کدام قانون؟ ما قوانین زیادی داریم ضمن رسمیت داشتن آن قانون با حقانیت مشروعیت آن را هم در نظر بگیریم ذیل اصل 9 قانون اساسی آمده است هیچ مقامی حق ندارد آزادیهای مشروع را حتی با وضع قانون سلب نماید. یعنی کسانی که بعنوان شورای نگهبان قانون را نظارت می کنند باید به این مسئله توجه کنند که این قانونی  که وضع می شود محل آزادیهای فردی است یکی از آزادیهای فردی حق دفاع مشروع است حق داشتن وکیل است وقتی که وکالت در دست حکومت باشد بدیهی است که خواستن آن ظلم است این هم با منطق حقوقی هم با مفهوم اسلامی که ما شعار آن را می دهیم تضاد دارد بدین جهت است که وقتی می گوییم قاضی اقامه حق می کند و وکیل در کنارش لازمه این موضوع ان امانتی است که نباید به آن خیانت شود این موضوعی است که شاید مفهوم حقوقی نداشته باشد اما جنبه اخلاقی دارد.

در خصوص تضمینات استقلال:

1.      دسترسی وکلا به موکلان دربند است؛ این خیلی مهم است وکلایی که در بند هستند و وکیل نمی تواند او را ملاقات کند

2.      حق دسترسی به محتویات پرونده ؛پرونده تشکیل می شود اما این اجازه را به وکیل نمی دهند که به آن دسترسی داشته باشد.

3.      آزادی بیان و عقیده جز ضرورتهای وکالت است؛ وکیل حقوقدان است بایستی حق ارزیابی داشته باشد

4.      حق مشارکت در بحثهای عمومی در قوانین و مقررات چگونه قضات در مقام بیان نقد و بررسی قوانین بر می آیند و سپس نظریات آن ها تبدیل به رویه قضایی می شود در کشور فرانسه هم نظرات وکلا تبدیل به رویه می شود. در حالی که در بعضی از کشورها شاهد این هستیم که وکلا مطیع محض هستند در حالی که وکیل می تواند در سلسه مراتب قوانین می تواند قوانین حقوق بشر و قوانین دیگر را مد نظر قرار دهد و سپس نظر خود را عنوان نماید

5.      حق تشکل عضویت در کانون وکلا؛ که زیر بنای آن آزادیخواهی لازم در کنار زمینه سازیهای آزادی است.

در خصوص استقلال کانون هم اشاره ای می کنم که همه اساتید اشاره کردند یکسری نکاتی را ذکر میکنم که شاید گفته نشده است در خصوص نهاد وکالت اگر بخواهیم صحبت کنیم باید گفته شود که نهاد وکالت اولاً یک انجمن صنفی و یک سندیکا است وکلا یک انجمن صنفی دارند مثل بازرگانان یا کارگردان که سندیکا دارند اما یک نهاد مدنی هم است و صرفاً برای این نیست که در خصوص اصحاب دعوا و این قضابا باشد مجموعه ای از حقوقدانها یک نهادمدنی دارند که نسبت به آنچه در جامعه می گذرد بایستی موضع داشته باشند بنابراین وکلا که مجموعه حقوقدانها هستند و متفکرین حقوقی می باشند باید نسبت به قوانین و مقررات آزادانه اظهار نظر نمایند بحث و گفتگو کنند و اجلاس داشته باشند در این خصوص در کشور ما مقداری دراین زمینه پیشروی نمیکند وکلا ضمن اینکه یک انجمن صنفی است باید استقلال را لازم و کافی داشته باشند یک حقوقدان ضمن اینکه وکیل است و ضمن اینکه عضو کانون می باشد نسبت به آنچه در جامعه می گذرد باید در ارزیابیهای حقوقی، نظر، موضع داشته باشد این نکته ای است که جای آن در کانون وکلای خالی می باشد.

در خصوص تضمینات کانون وکلا :

1.      آزادی تشکل، بدیهی است وکلا حق دارند خودشان نه به دستور و نه تحمیلی اجتماعی متشکل شوند به قول باباطاهر بیا سوته دلان گرد هم آییم، چرا وکلا گردهمایی آنها با همدلی نباشد این یک اصل اساسی و جزء  حقوق طبیعی بشمار می آورد لازمه آزادی این تشکب یک خود جوشی است یعنی کانون وکلا نباید از بالا تشکیل شود خود آنها باید ابتکار عمل تشکیل کانون را داشته باشند خود این قضیه از نظر سیاسی و اجتماعی قابل نقداست متاسفانه کسانی می خواهند عضو هیأت مدیره شوند کلی خرج می کنند حتی هواپیما می فرستند فلان جا که افرادی را برای رأی بیاورند که این دون شأن وکالت و کانون وکلا است این موضوعی است که بعنوان یک آسیب بایستی به آن حتماً پرداخته شود دراین خصوص اگر بخواهیم از خود جوشی صحبت کنیم عدم دخالت دولت است( مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان) بگذارید این افراد خودشان کار خود را انجام دهند مبنا را عدالت قرار دهید وقتی نگاه کنیم یک دادستان به عنوان یک حقوقدان در مقام دفاع به ظاهر حقوق عمومی یک طرف قرار گرفته است و طرف دیگر که وکیل است باید علم و دانش کافی را داشته باشد تا به اصطلاح آن موکل عالمانه توسط وکیل دفاع شود. بنابراین باید عرض کنم باید به این مسئله توجه کرد و حقوقدانها با نوشتن مقالات و اساتید با حضور در کلاسها و بیان مطالب در کلاس های درس به دولت تفهیم کنند و دولت را ارشاد کنند که دخالت آنها نسبت به این امر ناروا بنظر می رسد تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

به نقل از سایت کنگره ملی وکلا

 
 
 

   

 


1389 - 1391 تمامی حقوق برای کانون وکلای دادگستری گلستان محفوظ میباشد .

پیاده سازی و اجرا : دانیال عباسی